نقد و نظر
نقد مرا پيش من آرند راست ... من كنم«احسنت!» كز آن شماست
September 21، 2011
همه مُلک ِ عالم پشیزی نیرزد
یکی از واژه هایی که من خیلی بهش علاقه دارم واژه ی «پشیز» هستش. یعنی اگه من جمله ای استفاده کنم که توش واژه ی «پشیز» به کار رفته باشه قطعن جمله ایه که خیلی دوستش داشتم و سعی کردم ازش به جا استفاده کنم. اما واژه ی «پشیز» به دلیل معناش (سکه ی مسی ِ کم ارزش) و اون کمی و کاستی ای که می رسونه واژه ای هستش که نمیشه ازش زیاد استفاده کرد. معمولن توی یه عبارت کنایی به کار می ره که «پشیزی ارزش نداشتن» یعنی بی ارج و قدر بودن و ناچیز بودن. معروف ترین جمله ای هم که میشه واژه ی «پشیز» رو به کار برد یا حد اقل من تا به حال به کار بردم این جمله بوده که: «حرفات پشیزی برام ارزش نداره». خب خیلی محدود بوده. چون اصولن من که زیاد با افراد مختلف صحبت نمی کنم و اونایی هم که باهاشون صحبتی می کنم و معاشرتی دارم آدمایی ان که میشه باهاشون رک بود و خداوکیلی حرفاشون حداقل به اندازه ی یه «پشیز» ارزش داشته!
استفاده از واژه ی «پشیز» تو جاهای دیگه هم زیاد جالب نیست। مثلن بگم: «فلان فیلم پشیزی نمی ارزید». بخواهیم انصاف بدیم و اخلاقی نگاه کنیم، واژه ی «پشیز» برای نسبت دادن به یه اثر هنری نامردیه. چون حد اقل طرف زحمتش رو کشیده و یه اثری (هرچند مزخرف) تالیف کرده. بحث نقد سازنده و مخرب و تحلیل و تبیین و توصیف و این دست اباطیل هم نیست. نظر شخصیه. ممکن هم هست که غلط باشه. اما من الان نمیخوام راجع بهش صحبت کنم که جاش نیست و در حال حاضر چیز دیگه ای ذهنم رو مشغول کرده. من الان دارم به این فکر می کنم که هدفم از گفتن اینا چی بود؟ به نتیجه هم نمی رسم فی الواقع. چون «Lights» ِ آرکایو به اوجی که من دوست دارم رسیده و من نمی تونم تمرکز کنم که چی شد که به این جا رسید. البته هر کی پیش خودش فکر کنه که: «بابا خفن» و «ای کسی که با موسیقی آلترناتیو شروع به نوشتن می کنی» باید بهش گفت که: «برو درت رو بذار». خدای تعالی رو هزاران بار شاکرم که اونایی که من رو میشناسن می دونن از موسیقی (حداقل از نوع غربیش) «پشیز»ی سررشته ندارم و فقط اون موسیقی هایی رو که حس خوبی برام داره گوش می دم. به والله که برخی مواقع حس آقامون حمیرا از این لایتز بیشتره! و چه قدر هم خوب شد که جمله م رو به سمتی هدایت کردم که واژه ی «پشیز» توش به کار رفته باشه. چون واقعن داشتم به این فکر می کردم که من باید از این به بعد بیشتر از واژه ی «پشیز» استفاده کنم. حیفه. مهجور مونده.
حالا چی شد که اصن به این جا رسیدیم؟ دیروز به عزیزی گفتم: «حرفات برام پشیزی ارزش نداره». اما عصبی بودم. مزخرف گفتم. می دونم که این جا رو می خونی. عذرخواهی می کنم ازت.

پی نوشت: تیتر ناظر به بیت زیر هستش و شاعرش رو هم نمیدونم کیه!
جهان را بدیدیم، چیزی نیرزد
همه ملک ِ عالم پشیزی نیرزد