من یه عادت بدی دارم. اونم اینه که وقتی خوابم و موبایلم زنگ می خوره، در هر حالتی که باشم بی اختیار موبایلم رو جواب می دم. با هر سطح هشیاری ای! یعنی پیش اومده که موبایل من زنگ خورده و جواب دادم و صحبت هم کردم در حالی که بعد از بیدار شدن هیچ چیزی از این اتفاقات یادم نبوده. و خب قائدتن صحنه های جالب و مفرحی برای دوستان فراهم اومده(که سر فرصت بعضی از این اتفاقات مفرح رو طی یک خودزنی احمقانه تعریف خواهم کرد!). نمی دونم که چرا مثلن خاموش نمی کنم یا سایلنت نمی کنم حداقل. عادت کردم دیگه. خواب ِ خواب هم که باشم با صدای زنگ موبایل دستم ناخودآگاه به سمتش می ره و جواب می دم. و در بیشتر مواقع بدون این که چیزی خاطرم بیاد.
حالا تا این جا رو داشته باشین. عرض به حضورتون که من دیروز ساعت یک بعد از ظهر از دانشگاه اومدم خونه. و چون شب قبلش کم خوابیده بودم، ساعت یک و نیم مجدد خوابیدم تا شش عصر. شبش داشتم موبایلم رو چک می کردم که چه خبر بوده در طول روز. متوجه شدم که ساعت چهار بعد از ظهر یکی با موبایل من تماس گرفته و من جواب دادم. شماره ای بود که ذخیره نشده بود و نمی شناختم. و از بخت بد من بسیار هم شبیه شماره ی یکی از شاگردام بود که یه بار بهم زنگ زده بود. استرس گرفته بودم که چی گفتم به این. احتمال فحاشی ِ من بوده در اون لحظات. و واقعن هیچ ایده ای نداشتم که با کی و در مورد چی صحبت کردم اون موقع.
شب پر استرسی رو گذروندم و صبح تو مدرسه شماره رو به شاگردم نشون دادم . گفت اون نبوده. الان وضع بد تر شده. چون نه می دونم کی بوده طرف و نه می دونم چی بهش گفتم که وقتی الان بهش زنگ می زنم ریجکتم می کنه. یعنی در این حد که دیگه نمی خواد صدام رو بشنوه. خلاصه گه گیجه ای که منم!