یکی از ویژگی های هنر در هر دوره ای از تاریخ، پیوند ناگسستنی اون با شرایط سیاسی آن زمان است. نگاهی کوتاه و گذرا به تاریخ ادبیات (که موضوع بحث این یادداشت است) این نکته را برای ما عیان می کند که گذشته پرفراز و نشیب ادبیات فارسی در برهه های کلیدی تاریخ، پیوستگی ای با سیاست داشته است. بزرگان شعر چون حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی در زمان حمله ی مغول و تاتار زندگی می کردند و آثار خود را تحت تاثیر شرایط سیاسی روز می نگاشتند
نفرت حافظ از امیرمبارزالدین و ارادت او به شاه شجاع برای همه عیان و واضح است و شاهد مثال دیگری برای اثبات این نکته، ارتباط فردوسی با دربار غزنویان و سرودن شاهنامه است.
شعر معروف "هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد"، شاهکار بی بدیل سیف فرغانی نیز برای ایلخانان و مغولان سروده شده که تضمینی که امروز از این شعر برای شرایط سیاسی حال حاضر ایران از آن دیدم واقعن مرا به وجد آورد و بهانه ی این یادداشت شد. این شعر که توسط شاعری با امضای جهان آزاد سروده شده به راستی و به زیبایی روح این زمانه را در کالبد شعر فرغانی جاری می کند. اگر شعر معروف فرغانی را نخوانده اید ابتدا آن را در
این جا مطالعه کنید و سپس این شعر زیبا که قطع به یقین در صفحات تاریخ برای توصیف این روزگار ماندگار خواهد شد را بخوانید:
ای سفله گان، زمان شما نیز، بگذرد!
بیداد بیکران شما نیز، بگذرد
آن اشتری که بر در ِ شاه شهان غنود
فردا از آستان شما نیز، بگذرد!
آن کرّ و فرّ و کبکه، نمرود را، نماند
بی هیچ شبهه، آن ِ شما نیز بگذرد!
آن تندری که شعله زند بر بساط ظلم
از بام آشیان شما نیز، بگذرد!
ابعاد آن چماق که بر پای خلق خورد
از ُثقبه ی فلان شما نیز، بگذرد!
ما قصه ی هجوم ابابیل خوانده ایم
آن مرغ از آسمان شما نیز، بگذرد!
زخم ِ گلوله ای که " ندا " را بدل خلید
از مغز استخوان شما نیز، بگذرد!
وآن تیرکین که سینه ی" سهراب"را شکافت
از جسم ناتوان شما نیز، بگذرد!
زخم است از تپانچه ی بیداد، چهر ِ خلق
این زخم از روان شما نیز، بگذرد!
در این دیار ارتش چنگیز هم نماند،
یعنی که پادگان شما نیز، بگذرد!
افسانه شد سپاه سکندر در این دیار
خیل بسیجیان شما نیز، بگذرد!
کشتید وسوختید و شکستید خلق را
این هر سه از میان شما نیز، بگذرد
" َتَبت َیدا" حکایت یک دست رهبر است
این قصه بر زبان شما نیز، بگذرد!
یعنی بریده باد زبان پلید تان،
دردش زعمق جان شما نیز، بگذرد!
این ماجرا که خون جوانان به خاک ریخت
بر پیر و بر جوان شما نیز، بگذرد!
رنجی که از حضور شما خلق می کشد
برخرد و بر کلان شما نیز، بگذرد!
بسیار پهلوان که ز پیکارما گریخت
این پنبه ـ پهلوان شما نیز، بگذرد!
اندیشه ی سقوط حکومت که رای ماست
هرلحظه در گمان شما نیز، بگذرد!
آفاق را حلاوت شعر "جهان" گرفت
تلخیش از جهان شما نیز، بگذرد!